آرتور كرستين سن ( مترجم : رشيد ياسمى )
42
ايران در زمان ساسانيان ( فارسي )
مينمودهاند « 1 » . لكن چنين مينمايد ، كه نفوذ اين انجمن چندان قوتى نداشته و هرگز شنيده نشده است ، كه مجمع « دانايان و مغان » در سرنوشت سلطنت اشكانى تأثيرى كرده باشند . قدرت آن فقط مشورتى بوده است بر خلاف « مجلس سنا » كه در كشور قوه حقيقى محسوب ميشده است . عده قليلى از اشراف درجه اول ، كه عضو مجلس سنا بودند ، حق اشتغال همه مقامات مهمه مثل مشاغل دربارى و ساير كارهاى عمومى را به خود اختصاص داده بودند . از اينجا معلوم مىشود ، كه نجبا و ملوك الطوايف در عين حال حائز مقامات دربارى و قضائى نيز بودهاند . اطلاعات قليلى ، كه راجع به تأسيسات و تشكيلات دولت پارت از منابع يونانى و رومى بدست ميآيد ، با مطالبى ، كه مورخان ارمنى راجع به تشكيلات مملكت خود نقل كردهاند ، تكميل مىشود . چون ارمنستان از سنه 66 بعد از ميلاد تحت تسلط شاخهاى از شجره سلاطين اشكانى قرار گرفت ، از اينرو تشكيلات حكومت پارت در آن استقرار يافت . موسى خورنى اين تغييرات را ، كه بفرمان اولين پادشاه اشكانى ارمنستان موسوم به ولرشك « 2 » رخ داده ، به طريق جالب توجهى نقل كرده است . اين پادشاه نخست به ترتيب و تنظيم دودمان سلطنتى پرداخت . رئيس خانواده باگراتونى ، كه مورخين او را از نژاد يهود دانستهاند ، رسما برياست دودمان نصب
--> ( 1 ) - استرابو گويد : انتخاب شاهنشاه هميشه در اين دو انجمن صورت ميگرفت . بعقيده من مفهوم آن اينست ، كه اول « شوراى خويشاوندان » ( « سنا » ) پادشاه را معين ميكرده و بعد اين انتخاب در انجمن دانايان و مغان تأييد ميگرديده است . ( 2 ) - ولرشك Valarshak صورت ارمنى ولاگاز Volagase است با پساوند « ا ك » . در واقع مؤسس سلسله اشكانى ارمنستان تيريدات برادر ولاگاز اول شاهنشاه پارت بوده است . تيريدات را در سال 66 ميلادى نرون امپراطور روم رسما بپادشاهى ارمنستان شناخت ( نگاه كنيد : ماركوارت ، مجله انجمن شرقى آلمان ، ج 49 ، ص 649 ) . تاريخ موسى خورنى بوسيله لانگلوا به زبان فرانسه ترجمه و در مجموعه مورخان ارمنستان طبع و نشر شده است ( ج 2 ، ص 82 ببعد ) .